تبلیغات
دعای عظم البلا روضه عزاداران بنی الحسن علیهم السّلام - سیزدهم رجب سالروز ظهور مولانا و مقتدانا علی بن ابی طالب علیهم السّلام مبارک
گرچه دیریست که من گریه کن و سینه زنم... از غم کرببلا لطمه زن و سر شکنم... حسنیم بنویسید بروی کفنم... که حسینی شده دست امام حسنم ...
درباره ما
من حسینی شده دست
امام حسنم علیه السّلام
حسنیّم بنویسید به قبر و کفنم...
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات



اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک. اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر. َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوهُ. اللّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسُوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین
زیارت عاشورا
دعای فرج
ذکر کاشف الکرب
روزشمار غدیر
روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا پخش زنده حرم ساعت فلش مذهبی
پیج رنک گوگل
مطالب اخیر وبگاه


سیزدهم رجب سالروز ظهور مولی الموحدین امیرالمؤمنین اسدالله الغالب رب المشارق و المغارب مولانا و مقتدانا علی بن ابی طالب علیهم السّلام مبارک(1)



نور مبارک اولین امام مؤمنین و خلیفة اللَّه بلافصل بعد از رسول اللَّه خاتم النبیین صلى الله علیه و
آله، برادر، پسر عمو، وزیر و داماد او سید الوصیین امیرالمؤمنین على بن ابىطالب علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در بیت اللَّه الحرام، داخل كعبه معظمه به دنیا ظطهور فرمود، كه قبل و بعد از ایشان مولودى در آنجا بدنیا نیامده و نخواهد آمد.(2)

نام شریفشان على علیه السلام است. صاحب كتاب الانوار مىگوید: على بن ابىطالب علیهما السلام در كتاب خدا 300 اسم دارد.(3) مشهورترین القاب و منحصر به فرد ترین آن حتی برای سائر ائمه علیهم السّلام لقب امیرالمؤمنین است و ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب براى آن حضرت ذكر نموده است.(4)


القاب امیرالمؤمنین علیه السلام
مشهورترین كنیههاى آن حضرت ابوالحسن علیه السلام است. اضافه بر اسامى و القابى كه آن حضرت در كتابهاى مختلف آسمانى به زبانهاى مختلف دارند ... چه اینكه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطیل است. در زمین جمحائیل، در لوح قنسوم، در قلم منصوم، در عرش معین، نزد رضوان امین است، نزد حور العین اصب است، در صحف ابراهیم علیه السلام حزبیل است، در عبرانیه بلقیاطیس، در سریانیه شروحیل، در تورات ایلیا، در زبور اریا، در انجیل بریا، در صحف حجر عین، در قرآن على است.(5)

والدین امیرالمؤمنین علیه السلام
پدر والا مقام آن حضرت، سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام(6)، و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف، بانوى حرم حضرت ابوطالب علیه السلام است كه انوار امامت و ولایت اولاً از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیهاى است كه چنین اختر فروزندهاى آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیرالمؤمنین علیه السلام بود، بلكه بعد از وفات عبدالمطلب علیه السلام -كه شش یا هشت سال از سن مبارك پیامبر صلى الله علیه و آله گذشته بود و آن حضرت به ابوطالب علیه السلام سپرده شده بود- فاطمه بنت اسد علیها السلام در حق پیامبر صلى الله علیه و آله مادرى مىكرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم مىداشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده مىنمود و پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آن حضرت را مادر خطاب مىكرد.(7)

همچنین بعد از رحلت حضرت خدیجه كبرى علیها السلام، پیامبر صلى الله علیه و آله فاطمه زهرا علیها السلام را به فاطمه بنت اسد علیها السلام سپردند. ایشان براى آن حضرت مادرى مىكرد و در دامان عزت خود آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستى مىكرد تا زمانى كه از دنیا رفت.(8)
آن حضرت در سال چهارم هجرى در مدینه طیبه از دنیا رفت، و در بقیع مدفون شد. هنگامى كه امیرالمؤمنین علیه السلام خبر فوت والدهاش را به پیامبر صلى الله علیه و آله دادند آن حضرت فرمودند: «او مادر من بود». بعد عمامه و لباسش را داد كه فاطمه علیها السلام را به آنها كفن كنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تكبیر بر جنازه گفت و فرمود: «چون چهل صف از ملائكه به جنازهاش نماز خواندند چهل تكبیر گفتم». بعد در قبر خوابید و هنگام دفن او را تلقین فرمود و درباره او دعا كرد.(9)

نور امیرالمؤمنین علیه السلام در اصلاب پدران
حدیث ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام هم دلالتى بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد علیها السلام مادر آن حضرت دارد.(10) نورى كه از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یكى بعد از دیگرى منتقل شده تا به عبدالمطلب علیه السلام رسید و بعد آن نور دو قسم شد. نورى در پیشانى مبارك عبداللَّه علیه السلام پدر بزرگوار پیامبر صلى الله علیه و آله كه آن نور بعداً به پیشانى آمنه علیها السلام و سپس در صورت مبارك خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله منتقل شد. نصف دیگر نور در پیشانى مبارك ابوطالب علیه السلام قرار گرفت.

خداوند به ابوطالب علیه السلام چند فرزند عطا فرمود: عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا امهانى، جُمانه و على امیرالمؤمنین علیه السلام. هنگامى كه خداوند على علیه السلام را به ابوطالب و فاطمه بنت اسدعلیهما السلام داد، آن نور در صورت فاطمه بنت اسد علیها السلام درخشندگى مىكرد.

محل ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام
مكان ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام اشرف بقاع یعنى حرم است. اشرف اماكن حرم مسجد است، و اشرف بقاع مسجد كعبه است. مولودى جز آن حضرت در آن مكان بدنیا نیامده است، آن هم در سید ایام روز جمعه، در ماه حرام و در بیت الحرام!!(11)
امیرالمؤمنین علیه السلام سه روز چشم مبارك را باز نكرد، تا او را خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آوردند. آنجا بود كه چشم باز كرد. آن حضرت فرمود: «او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم».(12) سپس آن حضرت را در آغوش كشید و به منزل ابوطالب علیه السلام آورد.(13)

پیشگویى از ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام(14)
جابر بن عبداللَّه انصارى مىگوید: راهبى بود به نام «مثرم بن رعیب» كه 190 سال عبادت كرده بود، ولى حاجتى از خدا نخواسته بود. روزى از خداوند خواست یكى از اولیائش را به او بنمایاند. خداوند متعال جناب ابوطالب علیه السلام را نزد او فرستاد و بعد از آن كه راهب دانست این آقا چه كسى است، به آن حضرت بشارت داد كه اى ابوطالب، خداوند به تو پسرى عنایت مىفرماید كه او ولى خداست و اسم شریف او على است. هنگامى كه او را درك كردى سلام مرا به او برسان و به او بگو كه مثرم راهب، اقرار مىكند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیرالمؤمنین علیه السلام شهادت مىدهد.

هنگام رفتن جناب ابوطالب علیه السلام خرما و انگور و انار بهشتى میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد علیها السلام بانوى حرم جناب ابوطالب علیه السلام هم خرمایى كه پیامبر صلى الله علیه و آله به آن حضرت داده بودند میل فرمود، و به ابوطالب علیه السلام هم دادند و آن حضرت هم میل فرمود. پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده بودند: این خرما را كسى مىخورد كه مقر به توحید و نبوت من باشد.

بعد از آنكه پدر و مادر آن حضرت، میوههاى بهشتى را میل فرمودند وجود حضرت مولى الموحدین على بن ابىطالب علیه السلام به وجود آمد. هنگامى كه فاطمه بنت اسد علیها السلام حامل آن وجود شریف شد، به زیبایى و نورانیتش افزوده شد.

انعقاد نطفه امیرالمؤمنین علیه السلام(15)
هنگامى كه وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد علیها السلام قرار گرفت در مكه زلزله شد، و قریش بتها را به كوه ابوقبیس آوردند، ولى زلزله بیشتر شد و بتها به رو افتادند. آنان به ابوطالب علیه السلام پناه بردند، و آن حضرت بالاى كوه آمد و فرمود: «مردم در این شب اتفاق مهمى افتاده است. خداوند خلقى را آفریده كه اگر از او اطاعت نكنید و اقرار به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساكن نمىشود. پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار كنید». سپس در حالى كه اشك مىریخت دستان مبارك را بلند نمود و فرمود: «پروردگار من و آقاى من، تو را مىخوانم به محمدیت پسندیده و عَلَویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانى كه بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانى خویش لطف بفرمایى». دیگران آمین گفتند. دعا كه تمام شد زلزله پایان یافت. عربها در زمان جاهلیت تا گرفتار مىشدند این دعا را مىخواندند و گرفتارى برطرف مىشد.

جعفر بن ابى طالب علیهما السلام صداى آن حضرت را از شكم مادر شنید و بیهوش شد. همچنین فاطمه بنت اسد علیها السلام به قصد طواف گرد خانه خدا مىرفت، ولى ناگهان آن حضرت از داخل شكم دو پاى خود را به شدت فشار مىداد و نمىگذاشت مادرش به محلى كه بتها نصب شدهاند نزدیك شود، و حال آنكه مادرش براى عبادت خانه خدا را طواف مىكرد. زمانى دیگر، بتها در مقابل آن فرزند بدنیا نیامده به صورت به زمین مىافتادند. شیر درنده طائف در برابر ابوطالب علیه السلام تعظیم كرد. هنگامى كه آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت: شما پدر اسد اللَّه و كمك محمد پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و مربى شیر خدا هستى.

مادر امیرالمؤمنین علیه السلام در كعبه
شب جمعه سیزدهم رجب بانوى بزرگوار ابوطالب علیه السلام احساس درد كرد، ولى با قرائت نامى مخصوص آرامش پیدا كرد. هنگامى كه جناب ابوطالب علیه السلام خواست زنانى از قریش را براى كمك فاطمه بنت اسد علیها السلام بیاورد، از گوشه خانه ندایى رسید: «اى ابوطالب، صبر كن چرا كه دست نجس نباید ولى خدا را لمس كند».

صبح هنگام فاطمه بنت اسد علیها السلام ندایى شنید: «اى فاطمه به خانه ما بیا». ابوطالب علیه السلام و پیامبر صلى الله علیه و آله آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبدالمطلب كه به همراه جماعتى در مسجد نشسته بودند، دیدند كه فاطمه علیها السلام وارد مسجد الحرام شد و در مقابل كعبه ایستاد و نگاهى به سوى آسمان نمود و چنین فرمود: «پروردگارا، من به تو و به پیامبران و كتابهایى كه از جانب تو آمدهاند ایمان دارم. من كلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق مىكنم و او بوده كه این خانه را بنا كرده است. تو را قسم مىدهم و از تو مىخواهم به حق كسى كه این خانه را بنا كرد، و به حق فرزندى كه در شكم من است و با من سخن مىگوید و با گفتارش با من انس مىگیرد، و من یقین دارم كه یكى از آیات و نشانههاى توست، كه این ولادت را بر من آسان فرمایى».(16)

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند كه دیوار پشت آن سمتى كه در كعبه است شكافته شد و فاطمه بنت اسد علیها السلام داخل شد. هر چه كردند قفل در كعبه را باز كنند ممكن نشد، و دانستند كه حكمت خداوند در كار است.(17)

فاطمه بنت اسد علیها السلام مىفرماید: هنگامى كه داخل كعبه شدم دیدم حوا، ساره، آسیه، مادر موسى بن عمران و مریم مادر عیسى آمدند. آنان به من سلام كردند: «السلام علیكِ یا ولیة اللَّه» و در مقابلم نشستند.

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله انجام دادند در ولادت على بنابى طالب علیه السلام نیز انجام دادند، چه اینكه فاطمه بنت اسد علیها السلام در هنگام ولادت پیامبر صلى الله علیه و آله حضور داشت و به ابوطالب علیه السلام ماجرا را خبر داد. حضرت ابوطالب علیه السلام قبلاً به او فرموده بود: «30 سال صبر كن تا خدا مولودى به تو عنایت كند مثل خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله مگر در نبوت كه وصى و وزیر او خواهد شد».(18)

روز ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام
روز جمعه على بن ابى طالب علیهما السلام مانند خورشید بر روى سنگ سرخ در گوشه راست كعبه طلوع فرمود. همین كه قدم بر زمین كعبه نهاد، به سجده افتاد و دستها را سوى آسمان بلند نمود و فرمود: «اشهد ان لا الهَ الا اللَّه، و أن محمداً رسول اللَّه و اشهد ان علیاً ولىُّ محمدٍ رسول اللَّه، بمحمد یختم اللَّه النبوة و بى یختم الوصیة و انا امیرالمؤمنین»: «شهادت مىدهم كه خدایى جز اللَّه نیست و محمد صلى الله علیه و آله پیامبر خداوند است و على وصى محمد رسول اللَّه صلى الله علیه و آله است. به محمد نبوت ختم مىشود و به من وصایت كامل و تمام مىشود و منم امیرالمؤمنین».(19) سپس فرمود: «جاءَ الحقُّ و زهقَ الباطل»: «حق آمد و باطل رفت».

در این هنگام كه وجود سرا پا جودش پاى بر این عرصه خاكى نهاده بود، بتهایى كه در كعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمانها نورانى شد. شیطان فریاد برآورد: «واى بر بتها و بتپرستان از این فرزند»!

سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام پس از ولادت
آنگاه سلام بر زنان بهشتى نمود و حال آنان را پرسید. بانوان بهشتى او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تكلم فرمودند. هنگامى كه حضرت حوا علیها السلام او را در آغوش گرفت، آن حضرت فرمود: «سلام بر تو اى مادر، حوا»! حوا علیها السلام پاسخ داد: سلام بر تو پسرم! على بن ابىطالب علیه السلام از حال حضرت آدم پرسید. حوا علیها السلام پاسخ داد: غرق در نعمتهاى خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است. در این هنگام كه آن حضرت داخل كعبه بود ابوطالب علیه السلام در كوچه و بازار صدا مىزد: بشارت باد شما را كه ولى خدا ظاهر شده است، همان كسى كه وصایت به او تمام و كامل مىشود.(20)

بعد از رفتن زنان بهشتى، پیامبران الهى حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى علیهم السلام آمدند. امیرالمؤمنین علیه السلام با دیدن آنان حركتى نمود و تبسم فرمود و آن بزرگواران بر حضرتش سلام كردند: «سلام بر تو اى ولى خدا و خلیفه پیامبر خدا».

حضرت در جواب فرمود: «علیكم السلام و رحمة اللَّه و بركاته». و جداگانه بر هر یك سلام نمودند. آن بزرگواران یكى بعد از دیگرى او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان به مدح او گشودند و رفتند. سپس ملائكه آمدند و او را به آسمانها بردند، و باز آوردند و بردند و هر بار كلماتى مخصوص در فضایل و مناقب حضرت مىفرمودند.(21)

فاطمه بنت اسد علیها السلام مىفرماید: بار دوم در حالتى آن حضرت را آوردند كه او را در حریر سفید بهشتى پیچیده بودند و به من گفتند: «او را از چشم بینندگان حفظ كن كه ولى رب العالمین است. بدانكه وارد بهشت نمىشود مگر كسى كه ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق كند. خوشا به حال آن كه تابع اوست و واى بر كسى كه از او رویگردان شود. مَثَل او چون كشتى نوح است. هر كه به آن پیوست نجات مىیابد و هر كه از آن باز ماند غرق مىشود و سقوط مىكند». سپس در گوش او مطلبى گفتند كه من نفهمیدم. بعد او را بوسیدند و برخاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از كجا خارج شدند.(22)

سه روز در كعبه
فاطمه بنت اسد علیها السلام بعد از سه روز كه مهمان الهى بود فرزند مبارك و محترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از كعبه شد كه هاتفى غیبى چنین ندا داد: «اى فاطمه، نام این مولود را على بگذار، چرا كه من خداى على اعلى هستم. من نام او را از نام خود گرفتهام، و او را ادب آموختهام و امر خود را به او سپردهام، و او را بر غوامض علم خود آگاهى دادهام. او در خانه من بدنیا آمده است. او اول كسى است كه بر فراز خانه من اذان مىگوید، و بتها را مىشكند، و آنها را از بالاى كعبه به صورت مىاندازد. خوشا بحال كسى كه او را دوست مىدارد و از او اطاعت مىكند و او را یارى مىنماید. واى بر كسى كه بغض او را دارد و از او سرپیچى مىكند و او را خوار مىنماید و حق او را انكار مىنماید».(23)

در این سه روز در هر محفلى سخن از ولادت این مولود مبارك و استثنایى بود، بخصوص باز نشدن قفل در كعبه، شكافته شدن دیوار كعبه در روز و دیدن آن توسط كفار، این مطلب را به صورت یك مسئله عمومى درآورده بود.

طلوع نور على علیه السلام در آغوش پیامبر صلى الله علیه و آله
صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته، ناگهان دیوار كعبه از مكان قبلى شكاف برداشت به حدى كه فاطمه بنت اسد علیها السلام با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند. مردم همه نگاه مىكردند و قبل از سؤال كسى، فاطمه بنت اسد علیها السلام از بعضى وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهاى بهشتى و اینكه نام این حضرت به نداى آسمانى على علیه السلام است.

ابوطالب علیه السلام و پیامبر صلى الله علیه و آله پیش آمدند، و فاطمه بنت اسد علیها السلام با مولود پیش آمد. حضرت مولى الموالى على علیه السلام فرمودند: «السلام علیك یا اَبَه و رحمة اللَّه و بركاته». ابوطالب علیه السلام فرمود: «و علیك السلام یا بُنَىَّ و رحمة اللَّه و بركاته»، و آن حضرت را در آغوش گرفت.(24) امیرالمؤمنین علیه السلام چشمان مبارك به صورت پیامبر صلى الله علیه و آله باز كرد و تبسم فرمود و خود را حركتى داد و فرمود: «السلام علیك و رحمة اللَّه و بركاته، مرا در آغوش بگیر».

پیامبر صلى الله علیه و آله پاسخ سلامش را داد و آن حضرت را در آغوش گرفت، و بوسید و دست در دست او گذاشت. آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام دست راست بر گوش نهاد و اذان و اقامه فرمود و به یگانگى خداوند عز و جل و نبوت پیامبر صلى الله علیه و آله شهادت داد.(25) سپس از پیامبر صلى الله علیه و آله براى قرائت كتب آسمانى اجازه خواست. بعد از آنكه پیامبر صلى الله علیه و آله اجازه فرمود، سینه را صاف كرد و آنچه در صحف حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى علیهم السلام بود قرائت فرمود. سپس شروع به قرائت قرآن نمود كه هنوز نازل نشده بود. آن حضرت سوره مباركه مؤمنون را آغاز كرد: «قد افلح المؤمنون ...». سپس در حالتى كه آن حضرت در آغوش رسول اللَّه صلى الله علیه و آله بود به خانه ابوطالب علیه السلام بازگشتند.(26)

فاطمه بنت اسد علیها السلام مىفرماید: هنگامى كه از كعبه خارج شدم و فرزند را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله گذاشتم، آن حضرت با زبان مبارك دهان على علیه السلام را باز كرد و او را با آب دهان مبارك تحنیك كرد و اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ آن حضرت گفت و فرمود: «این مولودى است كه بر فطرت بدنیا آمده است».(27)

در روز سوم ولادت حضرت یا روز سوم خروج از كعبه و در بعضى اقوال دهم ذىالحجه، حضرت ابوطالب علیه السلام ولیمه مفصلى داد و فرمود: «بیایید براى ولیمه على بن ابىطالب و قبلاً هفت بار كعبه را طواف كنید و بعد بر فرزندم على علیه السلام سلام كنید».(28)

كودكى على علیه السلام با پیامبر صلى الله علیه و آله
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دوران كودكى خود و همراه بودن با پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مىفرمایند: به هنگام كودكى، پیامبر صلى الله علیه و آله مرا به دامان مىگرفت، و به سینه مىچسباند. غذا را مىجوید و به دهانم مىگذارد. از بوى خوش خویش به مشام جانم مىبویانید. او در گفتارم دروغ و در كردارم اشتباه و نادانى نیافت. خداوند پیامبر صلى الله علیه و آله را از هنگام شیرخوارگى با بزرگترین فرشتگان همراه كرد، تا شبانه روز او را در راه بزرگواریها و نیكیهاى جهان رهنمون باشد. من نیز از پیامبر صلى الله علیه و آله پیروى مىكردم، چنانكه كودك شیرخوارى از مادر فرمان مىبرد و از كردارهاى او پیروى مىكند. هر سال به كوه حرا مىرفت، و در این هنگام هیچ كس جز من او را نمىدید.(29)


------------------------------------------------------------
1) ارشاد مفید: ج 1 ص 5 . اعلام الورى: ج 1 ص 306. تهذیب شیخ طوسى: ج 6 ص 19. مصباح كفعمى: ج 2 ص 599 . بحار الانوار: ج 97 ص 383. مستدرك حاكم: ج 3 ص 180. مناقب خوارزمى: ص 13 - 12. اسد الغابة: ج 5 ص 517 . مصباح المتهجد: ص 754 - 741. كشف الغمة: ج 1 ص 59 . مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 353. زاد المعاد: ص 21.
2) حاكم در مستدرك مىگوید: اخبار متواتر است در اینكه فاطمه بنت اسد علیها السلام حضرت امیرالمؤمنین على بن ابىطالب علیه السلام را در داخل كعبه به دنیا آورده است: ج 3 ص 483 .
احمد بن عبدالرحیم دهلوى مشهور به شاه ولى اللَّه (پدر عبدالعزیز دهلوى كه كتاب التحفة الاثنىعشریة را نوشته است) در كتاب «ازالة الخفاء» مىگوید:
اخبار متواتر است در اینكه فاطمه بنت اسد علیها السلام امیرالمؤمنین علیه السلام را در داخل كعبه در روز جمعه 13 رجب 30 سال بعد از عام الفیل به دنیا آورده است، و كسى قبل از آن حضرت و بعد از آن حضرت در آن مكان به دنیا نیامده است. الغدیر: ج 6 ص 22. زاد المعاد: ص 21.
كلمات بزرگان شیعه در این باب زیادتر از آن است كه در این مختصر ذكر شود. به جلد 6 الغدیر تحت عنوان «ولادة امیرالمؤمنین علیه السلام فى الكعبة» مراجعه شود.
مداركى از كتب اهل خلاف كه دلالت دارد ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام در داخل كعبه بوده است: كتاب الحسین علیه السلام: ج 1 ص 16. مروج الذهب: ج 2 ص 2. تذكرة خواص الامة: ص 7. الفصول المهمة: ص 14. السیرة النبویة: ج 1 ص 150. مطالب السؤل: ص 11. محاضرة الأوائل: ص 120. نزهة المجالس: ج 2 ص 204. نور الابصار: ص 76. كفایة الطالب: ص 37.
3) مناقب ابن شهرآشوب: ج 3 ص 319.
4) مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 321.
5) مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 319.
6) مختصرى از احوال حضرت ابوطالبعلیه السلام در 26 رجب ذكر مىشود.
7) منتخب التواریخ: ص 113.
8) تلخیص از ریاحین الشریعة: ج 3 ص 6 5 4 3 .
9) منتخب التواریخ: ص 113. اعلام الورى: ج 1 ص 306.
10) ریاحین الشریعة: ج 3 ص 7 - 6 .
11) مناقب ابن شهر آشوب:ج 2 ص 200.
12) مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 205 - 204.
13) كشف الغمة: ج 1 ص 59 .
14) مناقب: ج 2 ص 197 193 - 192. روضة الواعظین: ج 1 ص 78.
15) مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 197 - 196. روضة الواعظین: ج 1 ص 79. بحار الانوار: ج 35 ص 11.
16) مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 199 - 198. امالى شیخ طوسى: ص 706. بحار الانوار: ج 35 ص 36 - 8. آفتاب كعبه: ص 45 .
17) اعلام الورى: ج 1 ص 306. ارشاد: ج 1 ص 5 .
18) بحار الانوار: ج 35 ص 6. روضة الواعظین: ج 1 ص 81 .
19) مناقب: ج 2 ص 198.
20) روضة الواعظین: ج 1 ص 79. مناقب: ج 2 ص 198. بحار الانوار: ج 35 ص 13.
21) على علیه السلام ولید الكعبة: ص 32.
22) على علیه السلام ولید الكعبة: ص 32.
23) بحار الانوار: ج 35 ص 37 - 9.
24) مناقب: ج 2 ص 198.
25) بحار الانوار: ج 35 ص 22. مناقب: ج 2 ص 198.
26) بحار الانوار: ج 35 ص 18. مناقب: ج 2 ص 172. كشف الغمة: ج 1 ص 59 .
27) مناقب: ج 2 ص 199.
28) مناقب: ج 2 ص 199.
29) قسمتهاى آخر خطبه 234 نهج البلاغة فیض الاسلام: ص 802.


نویسنده کلب الحسن علیه السّلام در 05:07 ب.ظ | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir