تبلیغات
دعای عظم البلا روضه عزاداران بنی الحسن علیهم السّلام - اشعاری به مناسبت ظهور نور مولانا حضرت شهزاده قاسم ابن الحسن سلام الله علیهما
گرچه دیریست که من گریه کن و سینه زنم... از غم کرببلا لطمه زن و سر شکنم... حسنیم بنویسید بروی کفنم... که حسینی شده دست امام حسنم ...
درباره ما
من حسینی شده دست
امام حسنم علیه السّلام
حسنیّم بنویسید به قبر و کفنم...
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات



اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک. اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر. َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوهُ. اللّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسُوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین
زیارت عاشورا
دعای فرج
ذکر کاشف الکرب
روزشمار غدیر
روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا پخش زنده حرم ساعت فلش مذهبی
پیج رنک گوگل
مطالب اخیر وبگاه

ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است

تا سحر  پیمانه ریز کاسه ی ما قاسم است

مست مست مستم امشب چون حسن باباشده

که پس از او در دوعالم صاحب ما قاسم است

با وجودی که خدای دلبران است این پدر

دیگر از امشب حسن مجنون و لیلا قاسم است

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم

ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است

از همان روزیکه رزق نوکران تقسیم شد

کربلای سینه زنهای حسن با قاسم است

این کریمان به نگاه خود گره وامیکنند

آنکه عمری درد ما کرده مداوا قاسم است

گوسفندی نذر او کردیم و مرده زنده شد

آنکه نامش میکند کار مسیحا قاسم است

روی ابرویش اگر تحت الهنک بسته حسین

در حرم زیباترین فرزند زهرا قاسم است

نعره زد : ان تنکرونی ریخت لشکر را بهم

وارث شیر جمل شاگرد سقا قاسم است

مرد نجمه بود و صاحب خیمه شد در کربلا

سایه ی روی سر مادر به هر جا قاسم است

با اشاره هر کجا میگفت : یا زینب ببین

آن سر عمامه بسته روی نی ها قاسم است

زیر سم اسبها با هر نفس قد میکشید

گفت با گریه حسین ، این تن خدایا قاسم است

نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست

مثل مادر این تنی که میخورد پا قاسم است

چونکه قاسم بود بین گرگها تقسیم شد

یوسف پاشیده از هم بین صحرا قاسم اسن

قاسم نعمتی

******


از میان غصه و غم تا كه رجعت میكنم

سینه ام را میشكافم باز هیئت میكنم

یا كریم و یا كریم و یا كریم و یا كریم

در مناجات سحر احساس لذت میكنم

میسرایم مدحتی تا اینكه راضی اش كنم

او اگر راضی نباشد رفع زحمت میكنم

خانه ی دل را دوباره آب و جارو میزنم

بانی خدمت گذارم قصد قربت میكنم

سیزده جام پر از نوشیدنی می آورم

سفره ای آماده ی بزم ضیافت میكنم

حضرت زهرا به این جشن تولد دعوت است 

از امام مجتبی هم نیز دعوت میكنم


رونق بازار ماه صوم و صائم میرسد 

از دل دارالكرامت نور قاسم میرسد


م‍‍ژده ای چشم انتظاران وقت گل روئیدن است

آری آری لحظه های ناب در كوبیدن است

حضرت آقا تفضل كرده عیدی میدهد

 عجلوا ای سائلان وقت كرم جوشیدن است

میدرخشد در سحر مانند یك قرص قمر

گونه و پیشانی اش شایسته ی بوسیدن است

از گل پیراهنش عطر بهشتی می وزد 

مادرش مستانه مشغول گلی بوئیدن است 

روزه را با بوسه بر لب های او وا میكند

وقت افطارش حسن گرم عسل نوشیدن است


با توجه بنگری ضرب المثل جالب بود 

مغز بادام علی بن ابیطالب بود


اهل عالم او گلی از گلشن آل عباست

نور چشمان علی و حضرت خیرالنساست

در مدینه همچو بابا سفره داری میكند

صاحب جود  و كرامات و عنایات و عطاست 

یلیل شامی حریف تیغ شمشیرش نشد

هرچه باشد ذوالفقار حضرت شیر خداست

وارث شیر جمل فتاح قلب لشگر است

آفرین بر غیرت او بچه شیر كربلاست

سالیانی با عمویش زندگی كرده بلی

با امام عصر خود از روز اول آشناست


او همان دردانه ی زیبای بانو نجمه است

نوجوان خوش قد و بالای بانو نجمهسلام الله علیها است....


علیرضا خاكساری

******


خوب است هر عاشق قرنی داشته باشد

در دست عقیق یمنی داشته باشد

گر میل به قربان شدنی داشته باشد

بد نیست که معشوق  «لن» ی داشته باشد

 

این جذبه عشق است که رد کردمت این جا

ور نه پی چشمم نمی آوردمت این جا

 

تو فرق نداری به خدا با پسر خویش

این گونه عمو را مکشان پشت سر خویش

خوب است نقابی بزنی بر قمر خویش

تا قوم زمینت نزند با نظر خویش

 

آخر تو شبیه حسنی، حرز بیانداز

تو یوسف صحرای منی، حرز بیانداز

 

ماه از روی چون ماه تو وامانده دهانش

زلف تو پریشان شد و دادند تکانش

حق دارد عمو این همه باشد نگرانش

این ازرق شامی و تمام پسرانش

 

کوچک تر از آنند به جنگ تو بیایند

گر جنگ بیایند به چنگ تو میایند

 

زن ها چه قدر موی پریشان تو کردند

از بس که دعا بر تو و بر جان تو کردند

وقتی که نظر بر قد طوفان تو کردند...

وقتی که نگه بر تو و میدان تو کردند

 

گفتند: نبردش چه نبردی است! ماشالله

این طفل حسن زاده چه مردی است! ماشالله

 

بالای فرس بودی و بانگ جرس افتاد

بانگ جرس افتاد و به رویت فرس افتاد

از هر طرفی بال و پرت در قفس افتاد

سینه ت که صداکرد، عمو از نفس افتاد

 

از زندگی ات، آه، تو را سیر نکرده؟

چیزی وسط سینه ی تو گیر نکرده؟

 

میل تو به شوق آمد و ضرب المثلت کرد

آئینه جنگیدن مرد جملت کرد

آنقدر عسل گفتی و مثل عسلت کرد

با زحمت بسیار عمویت بغلت کرد

 

از بس که عدو سنگ به ظرف عسلت زد

اندام تو در بین عسل ریخت کِش آمد

 

دور و برت آن قدر شلوغ است که جا نیست

خوبی ضریح تو به این است جدا نیست

بر گیسوی تو خون جبین است، حنا نیست

نه ...بردن این پیکر تو کار عبا نیست

 

بایدکه کفن پوش بلندت بنمایم

آغوش به آغوش بلندت بنمایم

 

یک لحظه تو پا شو بنشین... جان برادر

آخر چه کنم ماه جبین... جان برادر؟

تا پا مکشی روی زمین... جان برادر

از کاکل تو مانده همین؟... جان برادر

 

جسم تو زمین است، عمو می رود از دست

تو می روی از دست، عمو می رود از دست

علی اکبر لطیفیان
شوریدگیت داده به دل اختیار را

با زلف دوست بسته قرارومدار را

آیینه ی تمام نمای یل جمل

ازاین سپاه فتنه درآور دمار را

ابروكشیده ! حُكم نیام است این نقاب

باید مهاركرد كمی ذوالفقار را

ازانعكاس نام «حسن» كوفه دلخوراست

فریاد كن دوباره شكوه تبار را

« إن تنكرون» تولجشان را درآورد

آری،به رخ بكش نسب واعتبار را

مثل علی چه قدر تو شمشیر می زنی !

دنبال كن سواربه فكر فرار را

برخیزجان فاطمه، دلگیرترنكن!

تصویربی سپاهی این شهریار را

ازنیزه ای كه خورده به پهلوت واضح است

زرگرتلاش كرده بسنجد عیار را

با یك غرور له شده ؛مانده ست باغبان


آخرچگونه جمع كند این انار را

شوریدگیت داده به دل اختیار را

با زلف دوست بسته قرارومدار را

آیینه ی تمام نمای یل جمل

ازاین سپاه فتنه درآور دمار را

ابروكشیده ! حُكم نیام است این نقاب

باید مهاركرد كمی ذوالفقار را

ازانعكاس نام «حسن» كوفه دلخوراست

فریاد كن دوباره شكوه تبار را

« إن تنكرون» تولجشان را درآورد

آری،به رخ بكش نسب واعتبار را

مثل علی چه قدر تو شمشیر می زنی !

دنبال كن سواربه فكر فرار را

برخیزجان فاطمهسلام الله علیها، دلگیرترنكن!

تصویر بی سپاهی این شهریار را

ازنیزه ای كه خورده به پهلوت واضح است

زرگرتلاش كرده بسنجد عیار را

با یك غرور له شده ؛مانده ست باغبان


آخرچگونه جمع كند این انار را

وحید قاسمی


نویسنده کلب الحسن علیه السّلام در 02:32 ق.ظ | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir